سلام

راستش خسته شدم از این همه نوشته های ادبی.کلافهدیگه کم  آوردم زدم به

سیم آخر.این غصه های دلمو نمیتونم تو این چند خط ادبیات زندگیم بچپونمشووووون

ناش می شد تو وبلاگ ادم داد بزنه هااااااا....دااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد اینطوری اونم 

با تمام وجود!عصبانی

این روزا هم بدترین ترم زندگیم بود هم دانشگاه.مشکل پشت سر هم عین باقلواااا باز

خداروشکر تلفات جانی نداشتیم ...

آخ که تا میام گله کنم این خدای مهربون همچین تلافی می کنه که... !1هو کپ میکنم 

که وای این یکی دیگه از کجا خورد تو فرق سر مبارکم تعجبآخه خدایا قربونت برم الهی تو

دیگه چراااا...بازم شکرناراحت

خلاصه دلم بد پره غم وغصه ها 1طرف درس خوندن با فکرو خیال و در نهایت خیلی

شیک مشروط شدن 1طرف...وقت تمامتعجب

یکی نیس بگه آخه چرا اذیت می کنید ما دانشجوهای بیچار رووووووووکلافه

1درس وحشتناک داریم بنام تحلیل 2 سولارو که پخش کردن انقدر سخت بود یکی غش

کرد بخدااااا...!منم  که خوشحال بودم که پاس میشم ولی امروز جوابا اومدو مرضی

افتاد درسشووو.اصلا واسه همین دلم گرفته دیگهیول

وای که چقدر نالاحتم اونم تو این دانشگاه غریب که هیچ کسی رو نمیشناسم  یکی

نیس به این مسئولا بگه بابا 1کم دقت کنید نامه مهمانو انتقالی رد نکنید خب ،که من

بیچاره که ترم آخرمه 1ترم اضافه بخورم...

خلاصه مرضی بدجور اوضاعش گره خورده دلش می خواد هق هق گیه کنه ولی دیگه

اچک نداله همچ تبوووووو شده....گریه

مرضی 7 ماه پیشمژهنیشخندقلبقهقههلبخندخیال باطل

مرضی توو این 7 ماهگریهدل شکستهکلافهوقت تمامعصبانیناراحت