ازونجایی که من آدم خیلی بی کاریم و اصلا نه درس دارم نه پروژه و نه هیچ کار دیگه ای

نشستم 1سری از چرندیات خودمو خوندم و 1هو دچار 2گانگی شدم و به عقل خودم شک

کردم...

بیچاره وبلاگم آخر نفهمید ادبیه یا چرندیاته یا ادبی چرندیاته یا اصلا مفهوم خاصی نداره یا

مفهومش اینه که من خلم یا شاید احساساتی ام یا شاید خله احساساتیم...یا شاید...

به هر حال شفای همه مریضا بالاخص مریض سفارش شده صلوااااااااات....