دست فراموشی

                هر روز می خواهم عشقت را به دست فراموشی بسپارم

               اما هر بار،تو را در میان شلوغی هم همه هایم رها می سازد

                         و باز من می مانم و عشق گم شده ام...!!!

                        چه رفیق نیمه راهی ست این فراموشی....

 

                                

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد

هر زمان که که تنها میشوم تنها یادم ، یادم میکند .... [گل]

احمد

لایــــــــکــــ[گل]

انسان فراموشکار

سلام، بهتون بابت احساس و صداقتی که در اشعار سپیدتون هست تبریک میگم. همیشه یادتون باشه رمز ماندگاری یک اثر هنری، نزدیکی اون به خداست. در ضمن در شعر کلاسیک بایستی وزن عروضی رعایت بشه، اگر مایل بودید اطلاعات ناچیزم رو در اختیارتون قرار میدم. ببخشید فراموشی بر ما مستولی شد و دیر سر زدیم. "آمده ام که زر برم، زر نبرم خبر برم گر تو بگویی ام که نی، نی شکنم شکر برم"

امين قلم

با سلام و ادب و ممنون از اين همه مهر و محبتت به وبلاگت سر زدم و چن تاشو خوندم سر فرصت با افتخار لينك ميشويد. اميدوارم فضاي مجازي و حقيقي زندگيت پر از شادي و موفقيت باشه

ننسی

خداوندا تو را گرم دیدم و در سرد ترین لحظه ها به تو پناه اوردم تو را بخشنده دیدم و گناهکار شدم . خداوندا ؟ تو از من چه دیدی که چنین وفا دار ماندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دوستش بدار تنها کسی را که فراموشمان نمی کند را.

آمد

بعضي وقتها فراموشي بهترينه .وقتي كه توي اوج بودن پرتت مي كنن پايين عاملش رو فراموش كني بهترينه يا وقتي كه عاشقانه مي پرستيدي و اون رفت فراموش كردنش بهترين دواي درده .

omid

درود نمے دانم چرا دنیا چنین است چرا پروانہ خاکستر نشین است براے عاشقان صاف وسادہ ھمیشہ خنجرے در آستین است خبر دادند حتے قلب لیلے بہ عشق پاک مجنون ھم ظنین است بدرود

مهدی

ز تلخی سکوتت من چه بگویم / همان بهتر که از غم ها نگویم تو کاری کرده ای با بی وفایی / دگر از عشق خود با کَس نگویم . [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مهدی

هوووووووی مرضی اینا دارن چیکار میکنن..؟ وبلاگ میزنی باید مسولیتشم قبول کنی دیگه...! بدو بین این دوتا قاب عکس یه ذره فاصله بنداز دخمل جان....[عصبانی]