بغض

چرا هیچ کس نمیبیندکه گلویم اینقدر متورم شده است؟؟!!

بغضی را که در گلو دارم نه میتوانم خفه کنم ونه می توانم بیرون بریزم

وعقده ی دل خالی کنم...

چرا کسی احساسم را درک نمی کند،حرفهای نگفته ام گره ای شده

اند و مدام مشت میزنند بر این حنجر ه ی کوچک و تنهایم!

اگر بغضم  را فرو دهم از سنگینیی و فشارش قلبم میشکند و اگر

بیرون ریزم،غرورم  و اشک هایم با هم دعوایشان می شود!

هم مغرورم و هم احساس مند!

بغض من میان این دوگانگی حبس شده است...!

                          به فریادم برسید!

 

/ 26 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سجاد

سلام..پيشاپيش عيد غدير خم را خدمت شما تبريك عرض مي كنم واقعا سخته ادم نتونه درد دلش را بيان كنه ولي به هر حال بايد اين درد را گفت و من فكر كنم در اين موقعيت ها بهترين شنونده خدا ست [گل][گل][گل]

مهدی

این دختر بیچاره رو مرخصش کن بره مرضی....میدونی از کیه داره اینجا ویولون میزنه....؟ طفلکی لباسم که نداره.....خدایی یکی همین بلا رو سر خودت در بیاره خوبه...؟[عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی]

منو عشقم

* تمام محبتت را به پای دوستت بریز اما نه تمام اعتمادت را ...

هرا

سلام دوست جدید. هروقت دلت خواست بیا... در کلبه ما مطلب اگر نبود هم صفا هست!

Hichkas

صحبت از انتظار کشنده نیست صحبت از نا امیدی این دل است که هیچ دلخوشی به آمدنت ندادی اش! ____________________ عیدت مبارک دوست عزیز![گل]

تورو خدا بسه این حرفا

ننسی

جشته جونم خوبه تو مبتونی این درد و دل هاتو به صورت شعر و اینقدر قشنگ بگی همین کمک می کنه خالی بشی وسبک . برات آرزوی صبر دارم بنویس تا آروم تر بشی دوستت دارم جشته [ماچ]