بیچاره وبلاگم

ازونجایی که من آدم خیلی بی کاریم و اصلا نه درس دارم نه پروژه و نه هیچ کار دیگه ای

نشستم 1سری از چرندیات خودمو خوندم و 1هو دچار 2گانگی شدم و به عقل خودم شک

کردم...

بیچاره وبلاگم آخر نفهمید ادبیه یا چرندیاته یا ادبی چرندیاته یا اصلا مفهوم خاصی نداره یا

مفهومش اینه که من خلم یا شاید احساساتی ام یا شاید خله احساساتیم...یا شاید...

به هر حال شفای همه مریضا بالاخص مریض سفارش شده صلوااااااااات....

/ 4 نظر / 10 بازدید
علیرضا

وبلاگت حرف دله هر چیزی که بسته به شرایط توی دلت میگذره قرار نیست همش ادبی باشه که میتونه هر چیزی باشه مگر اینکه دلت فقط یه سو داشته باشه... هر چی دوست داری شک نکن

محک

مهم این هست مرضی که ه ر چی توی ذهنت هست رو بتونی بنویسی به راحتی و خودت اروم بشی ....

سید حسین

تنها وبلاگی رو دیدم که واقعا مطالبش از ته دل و واقع برای خوده نویسنده باشه با تمام قوا به کارت ادامه بده نا امید نشو و شک هم نکن :d